کشور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کِ وَ) (اِ.) مملکت.مترادفها و واژههای مرتبطارض، اقلیم، خطه، دیار، سرزمین، شهر، قلمرو، مرزوبوم، ملک، ملکت، مملکت، ولایتواژه قبلی: کشوواژه بعدی: کشورخدا