کشکنه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کشکنه . [ ک َ ک ِ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) مخفف کشکینه است که نان جو است و بعضی گفته اند نانی باشد که از آرد جو و آرد باقلا وآرد گندم و آرد نخود فراهم آورند یعنی مجموعه را بهم آمیخته خمیرکنند و بپزند و بعضی دیگر گویند گندم بریان است که در ظرفی کنند و ماهیابه در آن ریزند و پیاز خام و ساق چغندر و تخم خرفه در آن داخل کنند و در آفتاب گذارند تا ترش گردد. (برهان ) (ناظم الاطباء) : به یمینت چه بود کشکنه و بورانی به یسارت چه بود نان و پنیر و ریحان . بسحاق اطعمه .