کشکی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ) (ص نسب.) کنایه از: بی پایه، بی اساس، خیالی.مترادفها و واژههای مرتبطالکی، الهبختکی، بیهوده، پرتوپلا، پوچ، شانسی، گترهای، مزخرف، مهملواژه قبلی: کشکولواژه بعدی: کشکین