کشیده تر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کشیده تر. [ ک َ / ک ِ دَ / دِ ت َ ] (ص تفضیلی ) درازتر. طویل تر : درازترز غم مستمند سوخته دل کشیده تر ز شب دردمند خسته جگر. فرخی . سرو سهیش کشیده تر شد میگون رطبش رسیده تر شد. نظامی . صف صفدران از یمین و یسار کشیده تر از کاکل و زلف یار. ظهوری (از آنندراج ).