کشیک/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداننگهبانیمترادفها و واژههای مرتبطپاسبخش، پاسدار، قراول، کشیکچی، نگاهبان، نگهبانپست،پاس، مراقبت، نگهبانیواژه قبلی: کشیدن زحمتواژه بعدی: کشیک دادن