کعب گرگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کعب گرگ . [ ک َ ب ِ گ ُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پژول گرگ . ◄ (اِ مرکب ) مهره ای است که آن را پیکان و شاطران بعضی ولایتها در پای خود بندند به اعتقاد آنکه هر که آن را در پای بندد هرچندبدود مانند گرگ مانده نشود. (آنندراج ) : ز خردان بسی فتنه آید بزرگ که در پای پیکان بود کعب گرگ . نظامی (از آنندراج ). - کعب گرگ پیکان ؛ استخوان شتالنگ گرگ که پیکان در پای خود بندند و به خاصیت آن از رفتن مانده نشوند. کعب گرگ . (غیاث اللغات ).