کعب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ عْ) [ ع. ] (اِ.) ۱- بند استخوان، پاشنه پا. ۲- ریشه سوم هر عدد. ج. کعاب. ۳- طاس - بازی نرد.واژه قبلی: کعابواژه بعدی: کعبتین