کغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کغ. [ ک َ ] (اِ) میوه ٔ نارس در تداول مردم گناباد. (یادداشت لغت نامه ).
کغ. [ ک ِ ] (اِ) ریم چشم بود یعنی آبی سفید که بر کنار چشم خشک شود و آن را به تازی رمص خوانند. کیغ. (یادداشت مؤلف ). رجوع به کیغ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کغ. [ ک َ ] (اِ) میوه ٔ نارس در تداول مردم گناباد. (یادداشت لغت نامه ).
کغ. [ ک ِ ] (اِ) ریم چشم بود یعنی آبی سفید که بر کنار چشم خشک شود و آن را به تازی رمص خوانند. کیغ. (یادداشت مؤلف ). رجوع به کیغ شود.