کف کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ کَ دَ) (مص ل.) ۱- تولید کف شدن. ۲- (عا.) عشقی شدن.واژه قبلی: کف سفیدواژه بعدی: کفا