کفایت کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانکارساختن، بسیدن، بسنده کردن، بسندهبودن، بسندگی، برآمدنواژه قبلی: کفایت میکندواژه بعدی: کفر