کفل پوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کفل پوش . [ ک َ ف َ ] (نف مرکب ) پوشنده ٔ کفل . ◄ (اِ مرکب ) نوعی از پوشش اسب است و آن را ترکان اورتگ خوانند. (برهان ) (از آنندراج ). پارچه ٔ دوخته ای که بر کفل حیوان باری و سواری اندازند که در تکلم آشرمه است . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). کپل پوش . ساغری پوش . (یادداشت مؤلف ) : همه زین زرین یاقوت کار کفل پوشهای جواهرنگار. نظامی (از آنندراج ) چون کفل پوش که بر پشت خران اندازند یقه ٔ پهن نگه کن که کنون می دارند. نظام قاری (دیوان ص ١٢٦). ای تکلتو به کفل پوش چو روزی برسی خدمات جل فرسک برسان ایشان را. (ایضاً ص ٢٧).