کفوف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کفوف . [ ک ُ ] (ع مص ) پیر شدن ناقه پس سوده و کوتاه گردیدن تمام دندانش از پیری . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). پیر شدن ماده شتر و کوتاه گردیدن دندانهایش چنانکه نزدیک بود که بیفتند. (از اقرب الموارد).
کفوف . [ ک ُ ] (ع اِ) ج ِ کَف ّ. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به کف شود.
کفوف . [ک َ ] (ع ص ) ناقه ٔ تمام سوده ٔ کوتاه شده دندان از پیری . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ماده شتر پیر که دندانهایش کوتاه شده و نزدیک به افتادن باشد. کاف . (اقرب الموارد).