کفویت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کفویت . [ ک ُ وی ی َ ] (ع مص جعلی، اِمص ) مأخوذ از کفو عربی، هم شأنی . هم رتبگی . (یادداشت مؤلف ) : مادر شهزاده گفت از نقص عقل شرط کفویت بود در عقل و نقل . مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کفویت . [ ک ُ وی ی َ ] (ع مص جعلی، اِمص ) مأخوذ از کفو عربی، هم شأنی . هم رتبگی . (یادداشت مؤلف ) : مادر شهزاده گفت از نقص عقل شرط کفویت بود در عقل و نقل . مولوی .