کفچلیزه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کفچلیزه . [ ک َ چ َ زَ / زِ ] (اِ) کفچلیزک . کفگیر. (برهان ) (آنندراج ). ◄ جانورکی باشد که عربان دعموص خوانند. (برهان ) (آنندراج ). بچه وزغ دم دار و دست و پا درنیاورده و دعموص . (ناظم الاطباء). و رجوع به کفچلیز و کفچلیزک شود.