کل کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کل کردن . [ ک ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کُلَه کردن . کوتاه بریدن درختی یاشاخی را. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : گمان برم که به فضل و بزرگواری خویش ببار آری آن شاخ را که او کل کرد. سوزنی (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).