کلان کرمانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلان کرمانی . [ ک َ ن ِ ک ِ ] (اِخ ) خواجه ... شاعر بود. نصرآبادی آرد: گویا کرمانی است و طبع وی خالی از لطف نبود و خط شکسته را خوب می نوشت . بیت زیر از اوست : از نگاه عجز ما شمشیر می افتد ز دست دیده ٔ ما را نبستن صرفه ٔ جلاد نیست . (از تذکره نصرآبادی ص ٣٩٩).