کلبه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلبة. [ ک َ ب َ ] (ع اِ) سگ ماده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج، کلاب و کلبات . جج، کلابات . (ناظم الاطباء). ◄ درختی است خاردار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ خار برهنه از شاخ . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ درخت خشک عاری از خار و برگ . (ناظم الاطباء). - ام کلبة ؛ تب . حمی . (ناظم الاطباء). تب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد): اصابته ام کلبة. (اقرب الموارد). - اِمراءة کلبة ؛ زن گزنده ٔ بدخوی . (ناظم الاطباء).
کلبة.[ ک َ ل ِ ب َ ] (ع اِ) درختی است خاردار. ◄ (ص ) ارض کلبه، زمین که گیاهش از بی آبی خشک و همچو خار گردیده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ مونث کَلِب . (اقرب الموارد).
کلبة. [ ک ُ ب َ ] (ع اِ) دکان می فروش . و رجوع به ماده ٔ قبل شود. ◄ موی دراز از دو کرانه ٔ دهان سگ و گربه . ◄ دوال، یا یکتاه رسن پوست خرما که بدان درز دوزند. ◄ سختی و تنگی . ◄ خشکسالی و قحط. ◄ سختی سرما. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).