واژه جو

کلنگ افکنی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کلنگ افکنی . [ ک ُ ل َ اَ ک َ ] (حامص مرکب ) کلنگ افکندن . کلنگ شکارکردن . صید کردن و بر زمین افکندن کلنگ : یکی کاروان جمله شاهین و باز به چرز و کلنگ افکنی تیزتاز. نظامی .

معنی کلنگ افکنی | واژه جو