کم آوردن [انسان]
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
نرسیدن، کم داشتن، نقص داشتن کمبود داشتن، نیاز داشتن زمان کم آوردن، عقب ماندن، دیر بودن کسر آوردن برد نداشتن، برد کافی (لازم) را نداشتن، نرسیدن، بهمقصد نرسیدن، تمام راهرا نرفتن، جا زدن، تمام نکردن، کفایت نکردن عاجز ماندن، قاصر ماندن، موفق نشدن، شکست خوردن، مایوس شدن، دلسرد شدن ناخن کوچکه کسی نشدن کم گذاشتن، غفلت کردن وقت تلف کردن پس رفتن ضعیف بودن، عقیم ماندن، سترون بودن، کهتر بودن