کم اوفتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کم اوفتادن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) به ندرت و دیر پیدا شدن . کمتر یافته شدن . کمتر بدست آمدن : افتاده ٔ تو شد دلم ای دوست دست گیر در پای مفکنش که چنین دل کم اوفتد. سعدی . - کم اوفتادن مراد در کمند ؛ به سختی برآورده شدن آرزو : کسی را که همت بلند اوفتد مرادش کم اندرکمند اوفتد. (بوستان ).