کم گشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کم گشتن . [ ک َ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) کم گردیدن . کم شدن : کم نخواهد گشت دریا زین کرم از کرم دریا نگردد بیش کم . مولوی . ز قدر و شوکت سلطان نگشت چیزی کم ز التفات به مهمان سرای دهقانی . (گلستان ). به مرگ خواجه فلان هیچ کم نگشت جهان که قایم است مقامش نتیجه ٔ قابل . سعدی . و رجوع به کم شدن و کم گردیدن شود.