واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۱۸۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تا گشت عتاب و جنگ با ماش فراخ شد تنگ شکر زان لب در پاش فراخ گفتند فراخست دهان خوش او آن روزی جان ماست گو باش فراخ

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۱۸۹ | واژه جو