واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۱۹۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن باده که چشم عیش روشن دارد همواره ز دست من نشیمن دارد منگر تو بدان که من چه دارم بر دست آن بین تو که او چه دست بر من داد

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۱۹۲ | واژه جو