واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۲۳۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

زین سر که زبان دور باشت دارد خصمان ترا بگفت و گو نگدارد پیوسته ز خون دشمنان آب خورد این شاخ که مرگ ناگهان بار آرد

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۲۳۲ | واژه جو