کمالالدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۲۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
میآمد و میرفت پیاله بر ما تا خون بنماند در رگ و ساغر ما چون چشم خروه بس که شد در سرما چون تاج خروه لعل شد افسرما
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
میآمد و میرفت پیاله بر ما تا خون بنماند در رگ و ساغر ما چون چشم خروه بس که شد در سرما چون تاج خروه لعل شد افسرما