واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۲۵۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گفتم که چو مست شد مرا ناز آرد گر بوسه زنم برایگان بگذارد افسوس که همچو نرگس آن بینایی مست است و هنوز چشم زر می‌دارد

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۲۵۱ | واژه جو