کمالالدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۲۷۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
شمعم که چو باد هوسم بر سر زد بر تارک من افسر خاکستر زد آب از چشمم دست بدامن درزد و آتش ز دلم سر بگریبان برزد
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
شمعم که چو باد هوسم بر سر زد بر تارک من افسر خاکستر زد آب از چشمم دست بدامن درزد و آتش ز دلم سر بگریبان برزد