کمالالدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۳۷۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خورشید اگر چه در جهان فرو برد ز آمد شدنش دلی پر از درد بود هم وقت بر آمدن دمش سرد بود هم وقت فرو شدن رخش زرد بود
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خورشید اگر چه در جهان فرو برد ز آمد شدنش دلی پر از درد بود هم وقت بر آمدن دمش سرد بود هم وقت فرو شدن رخش زرد بود