کمالالدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۳۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
آزرده چو شد ز زخم نشتر دستت از کرده غمزه برد کیفر دستت گر چشمه خون گشت روان بر دستت نشگفت چو باشد دلم اندر دستت
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
آزرده چو شد ز زخم نشتر دستت از کرده غمزه برد کیفر دستت گر چشمه خون گشت روان بر دستت نشگفت چو باشد دلم اندر دستت