واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۰۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای زلف توی که با همه نیرنگش می‌بوسه دهی بر آن لب می‌رنگش آن غمزه او نه بس حریفست، مکن بازی فراخ با دهان تنگش

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۰۷ | واژه جو