واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۱۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

رشک ایدم از جعد توای عشوه فروش کو روی ترا چنان کشد در اغوش زین پس نشوم جدا از آن چشمه نوش چون زلف تو تا مرا بود سر بر دوش

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۱۲ | واژه جو