واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۱۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در هم زده یی ز زلف و رخ رنگی خوش بر برده بطاق ابرو آهنگی خوش تنگست دلم همچو دهان تو ولیک این تنگی ناخوش است و آن تنگی خوش

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۱۶ | واژه جو