واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ترکم سوی آما جگه آمد سر مست چون غمزه خود تیر و کمان اندر دست هر تیر که چون منش ز خود دور انداخت نالان نالان برفت و در خاک نشست

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۳ | واژه جو