واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۵۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خاک سر کوی آن بت مشکین خال می‌بوسیدم دوش باومید وصال پنهان ز رقیب آمد و در گوشم گفت می‌خور غم ما و خاک در لب می‌مال

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۵۱ | واژه جو