واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۶۴۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در سنبل او شکست و تا بست بهم در نرگس او خمار و خوابست بهم از چرب زبانی که فتادست چو شمع اندر دهنش آتش و آبست بهم

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۶۴۳ | واژه جو