واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۶۵۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دیشب من و صبح از غمت دم نزدیم کمتر از یکی آه بود هم نزدیم بودیم همه شب من و اختر تا روز درهم زده چشم و چشم برهم نزدیم

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۶۵۰ | واژه جو