کمالالدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۷۰۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
شمعم که شدست جان من دشمن من صد تو غم دل گرفته پیرامن من بر یاد لب تو وقت جان دادن من جان خنده زنان برون شود از تن من
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
شمعم که شدست جان من دشمن من صد تو غم دل گرفته پیرامن من بر یاد لب تو وقت جان دادن من جان خنده زنان برون شود از تن من