کمالالدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۷۲۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هر صبح که خندید زخندیدن او دیدم دل خود چاک چوپیراهن او هر شام که بگذشت، شد از گریهمن همرنگ سرآستین من دامن او
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هر صبح که خندید زخندیدن او دیدم دل خود چاک چوپیراهن او هر شام که بگذشت، شد از گریهمن همرنگ سرآستین من دامن او