کمالالدین اسماعیل | غزلیات | شماره ۵۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
سپیده دم بصبوحی شتاب باید کرد بگاه قدحی پر شراب باید کرد نه در هایم که با افتاب برخیزیم صبوح پیشتر از آفتاب باید کرد نقاب شب زرخ روز چون فرو کردند ز آب بر رخ آتش نقاب باید کرد درنگ مینکند دور چرخ در بد و نیک بدورهای پیاپی شتاب باید کرد مفرح دل غمگین اگر همی سازی هم از شراب چو یاقوت ناب باید کرد زمان خواب دراز از پس است حالی را برای شادی دل ترک خواب باید کرد چو روشنایی اندر خراب آبادست نهاد خویشتن از میخراب باید کرد به بلفضول اگر عقل با طرب بچخد بسا تکینی با او خطاب باید کرد چو آب زندگانی از باده میشود روشن طراز عیش خود از کار آب باید کرد ز گفت و گوی اگر در میانه نگزرید هم اختیار سرود و رباب باید کرد وگر سماعی ازین هر دو خوشترت باید دعای صاحب عالی جناب باید کرد سر صدور جهان فخردین که از در او سعادت ابدی اکتساب باید کرد