کمالالدین اسماعیل | غزلیات | شماره ۷۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دلبرم سوی سفر خواهد شد کا رمن زیر و زبر خواهد شد دل خون گشتهام اندر پی او از ره دیده بدر خواهد شد حال من خود ز غمش نیک بدست وه کزین نیز بتر خواهد شد عشق او کز همه کس پنهانست در همه شهر سمر خواهد شد ای بسا روز که بیروی ویم آستین از مژهتر خواهد شد وین باشب که در اندیشه او دیده پر خون جگر خواهد شد من ندانم که مرا بیرخ او چون یکی روز بسر خواهد شد جانم آمد بلب و یار هنوز تا دو سه روز دگر خواهد شد