کمالالدین اسماعیل | غزلیات | شماره ۷۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
باد صبا بین که چها میکند کس نکند آنچه صبا میکند مست بگلزار رود بامداد عربده با شاخ و گیا میکند طیره طفلان چمن میدهد بازیکی بس بنوا میکند زلف ریاحین و گریبان شاخ میکشد و باز رها میکند میفکند در کله لاله خاک پیرهن غنچه قبا میکنند سیم همی ریزد و زر میکشد باغ پر از برگ و نوا میکند هیچ نمیدانم کین خاک پای این همه بخشش ز کجا میکند زانکه نقاب از رخ گل دور کرد بلبلش از شاخ دعا میکند سست شد از خنده گل خیره خند بس که صبا شعبدهها میکند