کمالالدین اسماعیل | قطعات | شماره ۱۰۲ - وله ایضا
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هجا گفتن ار چه پسندیده نبود مبادا کسی کآلت آن ندارد چه آن شاعری کو هجاگو نباشد چه شیری که چنگال و دندان ندارد خداوند امساک را هست دردی که الا هجا هیچ درمان ندارد چو نفرین بود بولهب را زایزد مرا هجو گفتن پشیمان ندارد رسول اهجهم داد فرمان به حسان وزو هیچ مداح فرمان ندارد مر این غرزنان را که از بخل مفرط کس امید چیزی از ایشان ندارد اگر هجو گویی در این گردن من که هرگز زیانی به ایمان ندارد حروف هجا گر نخوانند از اول کس اندر جهان خود دبستان ندارد