کمالالدین اسماعیل | قطعات | شماره ۱۶۰ - وله ایضا
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بزگوارا این خواجگی همه آنست که روی از پس پرده به خلق ننمایند برون پرده ضعیفان و ناتوانان را به دست رنج سپارند و خود بیاسایند حدیث خسته دلان را بگوش ره ندهند وگرچه خون جگرها زدیده پالایند نه گاه راحت درمان دردمند کنند نه روز شادی بر غمگنان ببخشایند ببین که چند برفتند تا تو آمده یی قیاس کن که پس از رفتن تو چند آیند چو اینچنین بود اولیتر آنچنان باشد که آن کنند کهشان خاص و عام بستایند بدی چو آمد بدنام از آن بپرهیزند چو نام نیکو در نیکوی بیفزایند چو روزگار بخواهد ربود ایشان را بنقد خود را از روزگار بربایند