کمالالدین اسماعیل | قطعات | شماره ۱۷۲ - وله ایضا
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای کریمی که با لطافت تو باغ را برگ یاسمن نبود چو تو در راستی و ازادی قامت سرو در چمن نبود تا بلفظ تو در نیاویزد قیمت گوهر عدن نبود چون من از خلق تو سخن گویم مشک را جای دم زدن نبود چون من و چون تو کس بدست و زبان در فشان و شکر شکن نبود سخنی کاندرو همه شکرست گر چه جز در زبان من نبود من ز دست تو چشم میدارم شکری کاندران سخن نبود