کمالالدین اسماعیل | قطعات | شماره ۲۰۵ - ایضا له
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خسروا نکته یی ز من بشنو تا تو باشی ز ملک برخوردار مملکت راست چون ترازوییست دایم از عدل خود معیر دار یک سرش آهنست و یکسر زر هر دو بر جای خود مقرر دار لطف و عنف است زر و آهن را هر دو با یکدیگر برابر دار ز آهن آن سلاح لشکر کن وز زرش برگ و ساز لشکر دار تا نگردد ز ظلم زیر و زبر آهنش در برابر زردار دوستان را بزر توانگر کن دشمنان را به تیغ سر بردار