کمالالدین اسماعیل | قطعات | شماره ۲۰۷ - ایضا له
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
سر فرازا چرا رها کردی رسم و آیین سروران دگر؟ نه هر آنکس که چاکری تو یافت رفت در خون چاکران دگر؟ بر فلک گر چه ماه و خورشیدند نیز هستند اختران دگر در سرای توصد گران بیشند بر سرش گیر یک گران دگر هنر و فضل و شعر یکسونه هستم آخر چو آن خران دگر بر من از روزگار جور بسیست نهم این نیز هم بر آن دگر