کمالالدین اسماعیل | قطعات | شماره ۲۲۵ - ایضا له
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای جبین تو مطلع اقبال وی جناب تو مقصد آمال بنده را رسمکیست بر دیوان رسمکی افت خیز و حال بحال داشتم پار روزه حرمان لیکن امسال نیست عزم وصال من و گندم که رسم سال منست بر سبیل مناوبت هر سال رسم باشد که در جوال شود از من و او یکی علی الاجمال پار من رفتم، ار تو فرمایی گندم امسال در شود به جوال خود گرفتم که رسم من غب است بیگمان سال نوبتست امسال