کمالالدین اسماعیل | قطعات | شماره ۲۳۰ - وله ایضا
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دی در اسباب سیدالوزرا که قیاسش نداند الا عقل با خود اندر شدم به اندیشه تا برآورد سر بسودا عقل چون همه یک بیک چنان دیدم که پسندیده داشت آنرا عقل خواستم تا ستایشی کنمش در سخن رفت فکرتم با عقل گفتم این خواجه بدین عظمت که شکوهش ببرد از ما عقل زانچه در خواجگی بکاراید چه ندارد تمام؟ گفتا عقل