کمالالدین اسماعیل | قطعات | شماره ۲۴۸ - ایضا له
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گفتم چو بستهام کمر بندگی تو بهر میان خویش ز جوزا کمر خرم در خاطرم نبود که بر خوان دولتت آب آنگهی خورم که به خون جگر خرم لایق شناسی از کرم خود که بردرت من جان برایگان دهم و نان به زر خرم