کمالالدین اسماعیل | قطعات | شماره ۲۵ - وله ایضا
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای که با الفاظ گوهر بار تو سعی ضایع در جهان کان کندنست کار طبع دلفروزت روز و شب بیخ غم از طبع یاران کندنست دشمن ار داری تو، بهرام فلک از برای گور ایشان کندنست صبر کردن در فراق خدمتت چون به ناخن کوه و سندان کندنست چاره هجر تو الا وصل نیست در دندان را چو درمان کندست پیشه من بیتو دور از روی تو پشت دست غم به دندان کندنست در فراق زندگی گر میکنم زندگانی نیست این جان کندنست